۱۳۸۸ اسفند ۱, شنبه

پند آیت الله طالقانی

آیت الله طالقانی در توضیح و پاورقی کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله (ص آخر چاپ34) می نویسد:

«بسیاری از مردم در این اشتباه بوده و هستند که مردان صالح اگر زمامدار شوند محیط اصلاح می شود، یا می توان با موعظه و پند زمامداران را اصلاح نمود. اشتباه در همین است که توجه به نفسانیات انسان ندارند که تابع و متاثر از محیط است، شخص زمامدار و پادشاه چه بسا دارای نیت پاک و عواطف خوب است ولی محیط عمومی او را به هر خیانت وامی دارد و در همان حال خود را عادل و خدمتگزار می پندارد، در این محیط که از درد دل و بیچارگی مردم بی خبر است، هر جنایتی را اطرافیان و حاشیه نشینان عین عدل جلوه می دهند و مردمان جیره خوار هر بی دینی او را با دین منطبق می سازند.»
مرگ بر دیکتاتور چه شیخ باشه چه دکتر

داستان ارگ جهرم

سید عطاء الله مهاجرانی

آیه الله خامنه ای به عنوان رییس جمهور به استان فارس سفر کرده بودند. به جهرم رفتند.
قرار بود در سالن اجتماعات شهر سخنرانی کنند. ایشان و همراهان از جمله چند نماینده مجلس و استاندار زودتر از معمول به سالن رسیدند. چنان که می دانیم جلسات هم سر وقت تشکیل نمی شود. از همین رو مقامات را ساعتی بعد از ساعت اعلام حضور مردم دعوت می کنند تا مجلس آماده و به اصطلاح گرم شود. جوان ها داشتند سن را مرتب می کردند. گروه موسیقی بودند. ارگ نه چندان بزرگی را دو نفر وسط سن گذاشتند. صندلی ها را مرتب می کردند...
ناگاه همان دونفری که ارگ را آورده بودند، به همراه دو نفر دیگر با شتاب آمدند و ارگ را از صحنه خارج کردند. آیه الله خامنه ای پرسید چرا بردند؟! استاندار که اهل جهرم و نکته دان بود گفت : خوب است از یکی از همین جوان ها بپرسیم. جوانی را صدا کرد. آستین های پیراهن آبی-نفتی اش را بالا زده بود.درخشش دانه های عرق بر پیشانی اش به چشم می خورد. آیه الله خامنه ای لبخندی زد و احوالش را پرسید." خسته نباشد. چرا ارگ را بردید؟ ارگ بود یا پیانو؟"

جوان گفت: ارگ بود. به ما خبر دادند امام جمعه تشریف می آرن، برنامه موسیقی کنسل شد."
آیه الله خامنه ای بازهم لبخند زدند و گفتند: عجب! حالا من که هستم!" جوان بی درنگ گفت: درسته، ولی شما بعد از ظهر تشریف می برید. اما امام جمعه همیشه هستند!"

سازماندهی جمعیت در روز 22 بهمن مرا به یاد این خاطره انداخت. آن چه در روز 22 بهمن اتفاق افتاد غیر از بخش طبیعی آن، که بسیاری از مردم در راهپیمایی شرکت می کنند و به قصد این که ساندیس بخورند هم نمی آیند!
اما بخش دیگرش یک سازماندهی شبه نظامی بود، که بسیج در این داستان نقش درجه اول را دارد. تردیدی نیست که مهمانان عمده 22 بهمن که از گوشه و کنار استان تهران و استانهای مجاور سازماندهی می شوند، پس از تظاهرات به شهر و خانه خود بر می گردند. مردم تهران می مانند. زندانیان در زندان می مانند. خانواده های زندانیان جلو زندان اوین جمع می شوند. نویسندگان و هنرمندان حضور دارند...اگر حکومت گمان می کند، با 22 بهمن جنبش سبز ملت ایران تمام شد و به تعبیر آنان مرگش فرا رسید، به زودی متوجه می شوند که جمع کردن به طول نمی انجامد. جمع کردن ماجرا چیزی شبیه ارتش سایبری است. ساعتی یا چند ساعتی برای جرس و کلمه زحمت ایجاد کردند و تمام شد...

این واقعیت را نمی توان انکار کرد که 22 بهمن امسال که می بایست مطابق روال گذشته سرشار از شور و شادی مردم باشد، در یک فضای پلیسی- امنیتی شکل گرفت...
نشانه این فضا هم همین بود که حضور مهندس موسوی و آقایان خاتمی و کروبی هم توسط ماموران حکومت- حتما به فرمان-، تحمل نشد و نامه خانم کروبی شد، نشانه ماندگار 22 بهمن امسال... یا نامه خانم کروبی و ادعای فرزند ایشان درست است و یا نادرست. بازرسی بیت رهبری و دستگاه قضایی نمی توانند، از این نامه صرف نظر کنند و مثل حمله افرادی که به خوابگاه دانشجویان یورش بردند و مقام رهبری فرمودند دل ایشان از آن حادثه خون شده است...کسی به سراغ آن افراد نرود و سرانجام مشخص نشود که مسئولان کهریزک چه کسانی بودند. به مجتمع سبحان چه کسانی حمله کردند...آن ماموری که جوان مردم را برهنه می کند و در برابر مردم با مشت بر سرش می کوبد کیست؟

همه این موارد تک به تک در حافظه یک ملت باقی می ماند. حکومت ها می روند و ملت ها باقی می مانند. البته امام جمعه جهرم هم به رحمت خدا رفت...اما مردم جهرم همیشه هستند.
منبع: جرس

۱۳۸۸ بهمن ۲۵, یکشنبه

سخنان متفاوت، اما جالب چند امام جمعه پیرامون اعدامها


امام جمعه زاهدان : شاه زماني صداي اعتراض مردم را شنيد كه خيلي دير شده بود
اعدام ها امنیت و همدلی نمی آورد
شبکه جنبش راه سبز (جرس): مولوي عبدالحميد ؛ امام جمعه اهل سنت زاهدان در خطبه‌هاي نماز جمعه امروز زاهدان در مسجد مكي اين شهر گفت : پيروزي انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 با قيام و به خواست مردم ايران بود و مانند بسياري از كشورهاي ديگر با كودتاي نظامي اين انقلاب پيروز نشد. و امروز نيز استمرار و بقاي آن به خواست و اراده مردم بستگي دارد.
وي گفت : من آنچه را كه به خير و صلاح ملت و مسئولان و دلسوزانه مي‌دانم بيان مي‌كنم و نبايد سخنان من مورد سوءتعبير قرار گرفته و مغرضانه تعبير شوند. همه ما مسئوليتهايي داريم كه نبايد از زيربار آنها شانه خالي كنيم.
مولوي عبدالحميد گفت : تدبير رهبر فقيد و بنيانگذار انقلاب اسلامي كه توانست همه اقشار جامعه و تفكرات و سليقه‌هاي مختلف و اقوام و مذاهب را حول يك هدف مشترك و يك پيام واحد گردهم آورد و وحدت كلمه و اتحاد مردم موجب پيروزي ملت در برابر يكي از بزرگترين قدرتهاي حكومتي شد. اينك نيز همان اتحاد و وحدت كلمه براي بقاي جمهوري اسلامي لازم است.
وي افزود : جمهوري اسلامي كه به جاي نظام پادشاهي در ايران مستقر شد با راي و انتخاب مردم استقرار يافت و نه با قدرت سلاح و خشونت. هيچ سيستم حكومتي در دنيا با قدرت اسلحه حفظ نشده است بلكه آنچه موجب بقاي حكومتهاست ، گسترش عدالت و حفظ مردم در صحنه است. انقلاب اسلامي نيز با زور اسلحه پيروز نشده است بلكه حضور مردم در صحنه و خواست آنان بوده كه انقلاب را پيروز كرده است امروز نيز خواست مردم و رضايتمندي آنان موجب بقاي نظام است.
امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت : متاسفانه ما دسترسي مستقيم به مسئولان نظام نداريم و اگر مي‌داشتيم من بطور مستقيم اين مسايل را با آنان مطرح مي‌كردم كه بايد آنان چاره‌اي براي بدست‌آوردن و جلب رضايت مردم بيانديشند. نظام نمي‌تواند با يك جناح اصولگرا يا اصلاح‌طلب حفظ شود زيرا در اين كشور گروهها و تفكرات و اقوام و مذاهب مختلفي زندگي مي‌كنند كه بايد همه آنان در قدرت شريك باشند و تنها راه جلب رضايت مردم و ضامن بقاي نظام در شرايط فعلي مي‌تواند تشكيل يك دولت فراگير متشكل از گروههاي مختلف اصولگرا و اصلاح‌طلب و اقوام و مذاهب با سعه صدر باشد.
مولوي عبدالحميد گفت : در بسياري از ممالك شرق و غرب دنيا زمانيكه يك سياست جواب نمي‌دهد آنرا تغيير مي‌دهند . در كشور ما نيز بسياري از سياستها جواب نداده و اعتراضات و مسايلي كه در كشور بوجود آمده است حكايت از مطالباتي دارند كه بي‌پاسخ مانده است. اين اعتراضات بايد شنيده شوند و سياستهاي نادرستي كه موجب آن شده‌اند تغيير يابند.
وي افزود : آنچه قابل تغيير نيست قرآن و احاديث پيامبر است . اما قانون وحي منزل نيست كه قابل تغيير نباشد. بلكه بايد به نحوي قوانين و سياستها را تنظيم و اصلاح كرد كه رضايت همه مردم جلب شود. با كوچكترين انتقاد و سخني نگوييم كه اسلام و نظام در خطر هستند. اسلام و نظام زماني در خطر هستند كه دايره و حلقه براي مردم در آن روزبروز تنگ‌تر شود. اگر اعتراضات به حق پذيرفته شوند و اعتراضات ناحق نيز پاسخ قانع‌كننده‌اي دريافت كنند مشكلات بهتر حل خواهند شد.
امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت : وقتي ما سخني را از سر خيرخواهي و دلسوزي بيان مي‌كنيم و يا از حق و حقوقمان سخن مي‌گوييم اين به معناي زياده‌خواهي نيست . ما مي‌گوييم اگر نظام به اعتراضات و انتقادات اقوام و اهل سنت و اقشار ديگر مردم ايران گوش فرا دهد استمرار آن تضمين مي‌شود و اگر سعه صدر و تحمل وجود نداشته باشد مردم احساس مي‌كنند كه نظام اسلامي نمي‌تواند مشكلات را حل كند.
مولوي عبدالحميد افزود : آنچه موجب نجات و علاج كشور مي‌شود اين است كه هيچكس نبايد خود را بالاتر از انتقاد بداند . در اسلام همه انسانها مسئول هستند و خط قرمزي براي انتقاد سازنده نبايد وجود داشته باشد. بطور معمول دوستان و مشاوران انتقادات را صريح و روشن بيان نمي‌كنند. مشكلي كه شاه داشت نيز همين بود كه دوستان و مشاوران وي اعتراضات و انتقادات مردم را به او نمي‌گفتند و او زماني صداي اعتراضات را شنيد كه ديگر خيلي دير شده بود.
وي گفت : هيچكس نبايد از انتقاد فرار كرده و از آن دوري كند . جمهوريت نظام به معناي حق حاكميت مردم است و اسلاميت آن اين حق و آزادي را بيشتر مي‌كند نه اينكه آنرا محدود نمايد. بنيانگذار انقلاب اسلامي و رهبر انقلاب بارها براين نكته تاكيد كرده‌اند كه مردم ولي نعمت نظام هستند. پس بگذاريم مردم انتقاد كنند. و همه بايد پاسخگو باشند حتي در بسياري از كشورهاي غيراسلامي مردم براحتي از عاليترين مقامات كشور و روساي جمهور انتقاد مي‌كنند . اگر فضاي انتقاد سازنده در كشور وجود داشته باشد تخريب و انفجار فريادهاي مردم بوجود نمي‌آيد.
امام جمعه اهل سنت زاهدان در ادامه گفت : پيامبر و خلفاي راشدين از انتقاد استقبال مي‌كردند . حتي يك نفر يهودي حضرت علي را به نزد قاضي منتسب و منتخب وي برد و از وي طلب حق كرد. حضرت علي با وجود آنكه خليفه بود در دادگاه حاضر شد و به دليل اينكه شهادت فرزند براي پدر پذيرفته نشد حكم دادگاه عليه وي و به نفع فرد يهودي صادر شد و حضرت علي با وجوديكه مي‌دانست حق با خودش است حكم دادگاه را پذيرفت . چنين عدالتي موجب مشرف شدن فرد يهودي به اسلام شد و در روايتي ديگر از حضرت عمر خليفه دوم مسلمانان فردي از ميان مردم برمي‌خيزد و شمشيرش را درآورده رو به حضرت عمر مي‌گويد اگر از مسير سنت پيامبر تخطي كردي با اين شمشير تو را به راه راست بازمي‌گردانيم و خليفه خداوند را بخاطر وجود چنين افرادي در جامعه سپاس مي‌گويد. بنابراين نبايد شرايطي فراهم شود كه مردم نتوانند حرف و ديدگاه خود را آزادانه بيان كنند و به مسئولان دسترسي نداشته باشند. زيرا فلسفه حكومت گرفتن حق مظلوم از ظالم و برقراري انصاف و مساوات است.
مولوي عبدالحميد در ادامه با اشاره به افزايش آمار اعدامها در كشور گفت : مسئله اعدامها در كشور ما موجب نگراني مردم شده است. كشور ما از معدود كشورهايي است كه آمار اعدام در آن زياد است. بويژه آمار اعدامها در استان سيستان و بلوچستان از همه استانهاي كشور بيشتر است. در حاليكه اسلام فقط در مورد قتل اجازه قصاص قاتل را آنهم در صورت عدم رضايت اولياي دم داده است و در موارد ديگر راههاي بهتري مانند زندان و ... وجود دارد. اعدام نمي‌تواند مشكلات جامعه را حل كند بلكه بر ميزان مشكلات مي‌افزايد. ( تكبير مردم ) بايد توجه داشته باشيم كه در طول دوران پيامبر و خلفاي راشدين بويژه حضرت علي تعداد اعدامها بسيار معدود و انگشت‌شمار بوده‌اند.
وي افزود : ما در ميان مردم مي‌بينيم كه اين اعدامها آثار مثبتي نداشته‌اند و درخواست خيرخواهانه و دلسوزانه ما اين است كه براي اين مسئله چاره‌جويي شود زيرا اعدام نمي‌تواند امنيت و همگرايي و همدلي رابيشتر كند . (تكبير مردم )
امام جمعه اهل سنت زاهدان گفت : مطلب ديگري كه موجب نگراني مردم شده است اعتراف گرفتن با اعمال فشار و شكنجه است كه چنين پديده‌اي را نه اسلام و دين قبول دارد و نه قانون اساسي ( تكبير مردم ) . ما مي‌گوييم بايد قانون اجرا شود و مسئولان نيز مجري قانون باشند.
مولوي عبدالحميد در بخش پاياني سخنان خود به مشكلات مرزي و معيشتي مردم استان سيستان و بلوچستان اشاره كرد و گفت : اين استان كشاورزي و دامداري و صنعت قابل توجهي ندارد و مردم از طريق مرزها امرار معيشت مي‌كردند. با بسته شدن مرزها مشكلات مردم چند برابر شده است و نرخ بيكاري نيز افزايش يافته است تا آنجائيكه برخي از مردم حتي قدرت خريد نان را ندارند.و هر چه ميزان فقر بيشتر باشد فساد و ناامني در جامعه بيشتر خواهد شد. و مسئولان بايد با درايت و تدبير مرزها را باز كنند تا مردم زندگي راحتي داشته باشند
امام جمعه ارومیه : جنازه اعدام شدگان را در خیابانها بچرخانید!
شبکه جنبش راه سبز (جرس): غلامرضا حسني امام جمعه ارومیه ، در خطبه هاي نمازجمعه امروز ابن شهر گفت: تمنا و خواهش ملت اين است که فرامين رهبر معظم انقلاب اسلامي را به سمع ملت ايران برسانند و چشم فتنه را از بيخ و بن برکنند.
به گزارش جرس وی، با اشاره به اعدام دو نفر و محکوميت 11 نفر ديگر گفت: بايد براي جلوگيري از آشوبها، جنازه هاي اعدام شده ها در خيابانهاي تهران در مقابل ديد عموم قرار بگيرد.
وي افزود: اين زباني که به جاي جمهوري اسلامي، جمهوري ايراني مي گويد بايد کنده شود و قلوب داغدار خانواده هاي شهدا و دلسوزان انقلاب با اعدام آنهايي که به عاشوراي حسيني اهانت کردند، درمان مي يابد.امام جمعه اروميه گفت: ايران براي فتنه گران جا ندارد بايد اينها بروند اگر اين افراد بمانند نماز مقدس جمعه را آلوده مي کنند، اينها افرادي هستند که در نماز جمعه تهران رقصيدند، اينها در ايران ماندني نيستند.
خطیب نماز جمعه تهران: لاریجانی برای رضای خدا دو نفر را اعدام کرد
جنتی:اگر حالا ضعف نشان دهیم آینده بدتری در انتظارمان است
امام جمعه موقت تهران گفت: آيت‌الله لاريجاني روحيه ضد ظلم، انقلابي و ولايي دارد و براي رضاي خدا همانطور كه دستور اعدام دو نفر از اغتشاشگران را صادر كردند بايد قاطعانه در برخورد با اغتشاشگران عمل كنند و نبايد به مفسدين‌في‌الارض رحم كرد.
به گزارش فارس، احمد جنتي امام جمعه موقت تهران در خطبه‌ دوم نماز جمعه امروز تهران خاطرنشان كرد: حكمراناني در راس قدرت بودند و به اشرافيت، شهوتراني و عياشي گرفتار بودند و خود را طبقه ممتاز مي‌دانستند و بسياري از مردم اين امر را پذيرفته بودند اما امام(ره) اين روند غير اصولي را تغيير داد و با تاكيد بر اين روند امام(ره) مردي شد كه بالاترين فرد در دنيا قرار گرفت.
دبير شوراي نگهبان به حادثه روز عاشوراي امسال اشاره و تاكيد كرد: در حادثه عاشورا كه برنامه‌ريزي شده بود و دشمنان انقلاب قصد براندازي داشتند مردم با حضور چشمگير خود در 9 دي ماه تمامي فتنه‌ها را از ميان بردند.وي با تاكيد بر اينكه در حال حاضر مردم، قوه قضائيه و مسئولان اطلاعاتي و امنيتي وظيفه سنگيني دارند، خطاب به رئيس قوه قضائيه خاطرنشان كرد: ما آيت‌آلله لاريجاني را مي‌شناسيم و مي‌دانيم وي قصد خدمت دارد. وي روحيه ضد ظلم، انقلابي و ولايي دارد و براي رضاي خدا همانطور كه دستور اعدام دو نفر از اغتشاشگران را صادر كردند بايد قاطعانه در برخورد با اغتشاشگران عمل كنند.
وي با اشاره به اينكه ما تاكنون ضعف نشان داديم كه حادثه روز عاشورا پيش آمد، تصريح كرد: اگر از اين به بعد ضعف نشان دهيم به مشكل خواهيم خورد پس بايد بايستيم.
آيت‌الله جنتي اظهار داشت: در سوره احزاب تكليف اين گونه افراد ساختارشكن روشن شده است و خداوند مي‌فرمايد در اسلام سنتي وجود دارد كه بايد با سه گروه از جمله منافقين، افرادي كه دل بيمار دارند و شايعه‌سازان برخورد شود و بايد سخت با آنها برخورد شود.
وي تاكيد كرد: قانون، فلسفه قانون و قرآن بايد رعايت شود. اسلام، انقلاب و ولايت فقيه نيز بايد حفظ شود و نبايد اين‌ها فراموش شود. خدا رحم نكند به كساني كه به مفسدين في‌الارض رحم مي‌كنند. نبايد اين افراد مورد ترحم قرار گيرند، ديگر جاي رافت نيست بلكه جاي غلظت است.
خطيب نماز جمعه تهران به جريان جنگي كه در آن حضرت علي (ع) 70 تن از پيمان شكنان را به كشت، اشاره و با طرح سئوالي مبني براينكه مگر حضرت علي (ع) رافت نداشت؟ گفت: مگر حضرت علي(ع) همان كسي نبود كه براي بچه يتيم گريه مي‌كرد و دل او را به دست مي‌آورد و او را نوازش مي‌كرد؟ حالا يك‌مرتبه همين علي در آن جنگ با یهود 70 نفر را كشت، او فرقي نكرده است.
وي در پايان به حضور نظامي آمريكا در كشور هائيتي اشاره و با بيان اينكه آمريكا از هر مناسبتي استفاده مي‌كند تا در منطقه حضور نظامي داشته باشد، خاطرنشان كرد: امريكا به جاي اعزام دارو و مواد غذايي به كشور مصيبت‌زده هائيتي نيروي نظامي ارسال مي‌‌كند و به همين دليل است كه ما با امريكا دشمن هستيم.

۱۳۸۸ مهر ۲۳, پنجشنبه

چند کاریکاتور













نظر فراموش نشه.
مرگ بر دیکتاتور ، چه پادشاهچه دکتر


بعد از اعتراف احمد خاتمی، سخنان مرتضی طلایی نشانه دیگری از موفقیت جنبش سبز


بعد از اینکه سخنران منفور نماز جمعه های تهران یعنی احمد خاتمی به شعار جمهوری ایرانی و تجمع کنندگان سبز روز قدس حمله کرد، حالا مرتضی طلایی هم به انتقاد از اسکناس های سبز و شعارنویسی ها علیه مقامات نظام پرداخته و به بانک مرکزی پیشنهاد داده که این اسکناس ها را جمع آوری کند! از سوی دیگر شعارنویسی در اتوبوس ها و مترو هم خشم آقایان را برانگیخته و بدجور سردرگم شده اند. اینها همه یعنی اینکه دم همه سبزها گرم

۱۳۸۸ مهر ۱۸, شنبه

فیلتر شکن مهر

http://www.usuku. net/cgi-bin/ nph-proxy. cgi
http://79.170. 40.49/hoolaloops .com/downloads/
http://79.170. 40.49/only1inter net.co.uk/ downloads/
http://www.perlprox y.com/
http://linod. com/
http://sixa. no-ip.info/ cgi-bin/safe. cgi
http://66.90. 77.3/~pro/
http://the-ip. biz/zelune/
http://195.1. 31.209/pr0xy/ index.php
http://www.connecti ontunnel. info/
http://ericlittlefi eld.com/
http://lolwut. info/
http://proxysitessi te.cn/
http://linod. com/
http://portalbing. com/
http://copyproxy. info/
http://proxy- guy.info/
http://www.sstarcra ft2.com/
http://hide- me-now.com/
http://mamadukes. info/
http://linod. com/
http://sweetbooty. info/
http://surf- anonymous. biz/
http://ipreload. info/
http://beatblox. info/
http://ankov. com/
http://slyweb. info/
http://www.gizlen. us/
http://soroxy. fileave.com/
http://linod. com/
http://chaming. info/
http://agentbypass. info/
http://unblockbuz. info/
http://www.asskick. info/
http://cooltoday. info/
http://unblockedmyl ife.info/
http://payp. info/
http://sedot. in/
https://ak.dinner- reservations. com/pn/
https://ah.teamt- gard.com/ pn/
http://linod. com/
https://an.allres. com/pn/

سخنان عجيب و خواندني آقا....!ا

اینها بخش هایی از سخنان گهربار آیت الله خامنه ای در تاریخهای ۱۳۸۱/۰۱/۱۶، ۱۳۸۳/۰۱/۲۶، ۱۳۸۳/۰۲/۲۷ در رابطه با فجایع فلسطین و زندان ابوغریب عراق است:
- قبل از اينها هم در طول تاريخ در دنيا و حتّي در زمان خود ما کساني بودند که خيال مي‏کردند با زور و سرنيزه مي‏شود بر ملتهاي خودشان يا ملتهاي ديگر سوار شد و حکمراني کرد. دنيا هيتلرها را ديده است، رهبرانِ اوايل کارِ شوروي را ديده است؛ دنيا بعضي از قدرتهاي ديگر را هم اين زمان و قبل از اين زمان ديده است؛ اينها شکست خوردند.
- دولت جعلي صهيونيست [...] مرد و زني را که دم تيغشان بيايد، مي‏کشند و هيچ ملاحظه نمي‏کنند. شنيده‏ام جوانان و مردان را - از سنين سيزده سال تا پنجاه سال - دستگير مي‏کنند و [...] به مناطقي برده‏اند که معلوم نيست کجاست! خبرهايي که از داخل بازداشتگاهها بعضاً به بيرون درز کرده و در مطبوعات دنيا منعکس شده است، خبر مي‏دهد که اينها را شکنجه و آزار مي‏کنند [...] حتّي بيمارستانها و داروخانه‏ها را مورد تهاجم قرار مي‏دهند. [...] خلاصه وضع عجيبي به‏وجود آورده و صداي دنيا را در آورده‏اند!
- ماجراى زندان «ابو غريب» [...] داغ ننگى بر پيشانى امريكاييها شد؛ و اين داغ به اين آسانيها پاك نخواهد شد. آن وقت رؤساى امريكايى[...] مى‏گويند ما خبر نداشتيم؛ عذرخواهى‏شان اين است! مى‏گويند ما اطلاع نداشتيم؛ [...] مگر فرق مى‏كند كه چه كسى مردم را شكنجه كند؛ صدام يا شما؟! شكنجه، شكنجه است. [...] معلوم مى‏شود كه از مدتها قبل اين كار اتفاق افتاده و حالا آشكار شده است؛ بنابراين بايد خبر به اينها رسيده باشد و اگر نرسيده، اين موضوع، خودش جرم ديگرى است. وانگهى، مگر صدام خودش به سلولها مى‏آمد و شكنجه مى‏كرد؟ صدام هم مأمورينش مى‏كردند، شما هم مأمورينتان دارند مى‏كنند.
- من وجدان جهاني را به داوري و قضاوت دعوت مي‏کنم. همه حرفهايي که به عنوان تحليل سياسي، راه‏حل، توصيه مي‏زنند، در مقابل اين واقعيت، افسانه و موهوم است. واقعيت اين است که ملتي در خانه خود تحقير مي‏شود، دستگير مي‏شود، کشته مي‏شود، جوانش از او گرفته مي‏شود، امنيتِ جان و مال و مسکنش به‏وسيله غاصبان همان سرزمين تهديد مي‏شود. حال وجدان جهاني قضاوت کند؛ اين جا حق با کيست و وظيفه انسانها چيست؟ ما به هيچ چيز ديگري احتياج نداريم؛ همين واقعيت را مقابل خودشان بگذارند ببينند چه اتّفاقي در حال وقوع است؟
- در اوّلِ کار [...] نگذاشتند دنيا بفهمد که اينها چه فجايعي انجام مي‏دهند؛ اما امروز دنيا مي‏بيند. البته تلويزيونها و دوربينها قادر نيستند حقيقت را نشان دهند. فقط بخشي از حقيقت؛ يک تصوير و شبحي از حقيقت را نشان مي‏دهند؛ حقيقت خيلي بيشتر از اينها و خيلي تلختر از اينهاست. واقعيت را از روي همين فيلمهاي تلويزيوني که در دنيا پخش مي‏شود - آن‏جاهايي که پخش مي‏شود - قضاوت کنند.
- .
- كشورى با آن فرهنگ عريق و عميق و داراى سابقه، و يك ملت تاريخى و غيور و داراى هويت را مقهور كردند و در پنجه‏ى خود گرفتند و انواع اهانتها را به او مى‏كنند؛ توقع دارند اين ملت عليه آنها برنگردد و وضعى كه امروز مشاهده مى‏كنيد، پيش نيايد.
- [این البته در مورد ملت عراق است و لابد در مورد ایران صدق نمی کند] اگر شما مى‏بينيد امروز جوان عراقى [...] اگر دستش برسد، بى‏ترديد ضربه وارد مى‏كند، اين كارى است كه خود امريكايى‏ها كرده‏اند؛ تقصير كسى نيست. مثل ديوانه‏يى كه هى به اين و آن مى‏پرد، بى‏جهت اين و آن را متهم مى‏كنند؛ «از فلان‏جا تحريك شدند، از فلان‏جا دخالت كردند»؛ نه، تحريك كسى نيست؛ اين هويت ملت عراق است كه دارد بروز مى‏كند. وطن يك ملت را بگيريد، سربازتان را در كوچه و خيابانِ او راه بيندازيد، به زن او بى‏حرمتى كنيد، جوان او را جلوى چشم همه روى زمين دمرو بخوابانيد و كف پوتينتان را روى سر او بگذاريد؛ من كه اين‏جا نشسته‏ام، طاقت نمى‏آورم اين وضعيت را ببينم؛ چطور يك انسان با ايمان و با غيرت عراقى اين وضعيت را تحمل مى‏كند؟ لازم نيست كسى تحريك كند؛ خود شما بزرگ‏ترين و پليدترين تحريك‏كننده‏ى ملت عراق هستيد. چرا وارد خانه‏ى او شديد؟ چرا دروغ گفتيد؟
- كارشان به جايى رسيده است كه تحمل وجود يك پيرمرد روحانىِ فلج را هم كه بايد روى چرخ راهش ببرند، ندارند. كسى مثل شيخ احمد ياسين را نمى‏توانند تحمل كنند. [...] خيال مى‏كنند اين سياست به جايى خواهد رسيد. روزنامه مى‏بندند، مطبوعات را توقيف مى‏كنند؛ از اين‏جا بگيريد تا كشتار مردم.
- آنها اشتباه مى‏كنند؛ خيال مى‏كنند مردم دنيا نمى‏فهمند؛ خيال مى‏كنند مى‏شود اين‏طورى ادامه داد. اسم دمكراسى مى‏آورند: به عراق آمده‏ايم براى مردم‏سالارى! مردمسالارىِ بى‏مردم! مردم‏سالارى نيست، مردم كشتارى است. [...] اينها اشتباه مى‏كنند، موفق هم نخواهند شد.

آنچه همه سبزها باید بخوانند و بدان عمل کنند

دوستی میگفت ماجرای این انتخابات یک جورهایی شاید کاریکاتوری ازجامعه ما باشد. کاریکاتوری که بدیها را به نهایت بزرگ کرده. یک جوریکه دروغگویی و حق دیگری را خوردن آنقدر آمده توی چشممان کهحالمان را به هم میزند.چه استفادهای میشود از این با عرض معذرتحال تهوعی که ما گرفتیم کرد؟ چه جور میشود از این انزجار ما از دروغو حق خوری به جای خوبی رسید؟چند روزی توی خیابان به رانندگی هایمردم که نگاه میکردم هی این سوال توی سرم میچرخید. و این جملهبیانیه آخر موسوی، که به نظر من یکی از زیباترین بیانیه هایش بود، انگارتجسم این فکر شد.باید این زندگی را شکلی زیبا داد.باید اگر سبزیم از اینانزجاری که هنوز با هر سخنرانی این مرد توی دلمان می افتد استفادهکنیم.چه خواهد شد اگر ما که سبزیم جایی که راه بقیه را بند می آورپارک نکنیم؟اگر ما که سبزیم ورود ممنوع نرویم؟اگر ما که سبزیم صفها را به هم نزنیم؟اگرما که سبزیم با آدمهایی که برای کاری سراغمانمی آیند مهربان باشیم و کارشان را راه بیاندازیم؟اگر ما سبزها که اینقدردل پری از حق کشی داریم، حالا که می دانیم چقدر زیادیم، شروع کنیم اینبیماریهای کوچک را یکی یکی درمان کنیم؟اگر ما هی به هم یادآوری کنیمبعضی کارهایی که در طول روز می کنیم همانی هاییست که پای اخبار کهمی نشینیم حالمان را به هم می زند؟نمیشود این حواس جمعی را ادامهدهیم تا روز آن پیروزی که هیچ کس در آن شکست نمیخورد؟نمیشوداصلا اسم این فصل را بگذاریم فصل سبزها و تمرین کنیم این حق نخوردنو دروغ نگفتن را؟برگرفته از وبلاگ : امروز که باران ببارد ۱۸ ساله میشوم

۱۳۸۸ شهریور ۲۲, یکشنبه

فیلتر شکن های 25.23.24 شهریور

برای که می نویسی ؟ اینها همه خوابند!

اتوبوس به سمت تهران در حرکت بود، شب بود، تاریکی خوفناکی کویر را پوشانده بود، مسافران همه خواب بودند، ساده دلی بوفه نشین که صندلی راحتی برای خواب نداشت، از آخر اتوبوس، یکی یکی مسافران را ورانداز کرده و خود را به راننده رساند، با لهجه شیرینی گفت: آقای راننه، آی راننه، ,واسه کی رانندگی کنی؟ اینا که همه خوابند؟ !
یادش به خیر، آخرین یادداشت قبل از رفتن به " سلول انفرادی" که در سایت نوشتم " روزه سکوت" بود، آن روز از تاریکی و ظلمت شب گله کرده بودم و این که نه مهتابی، نه ستاره ای، نه چراغی، نه شمعی، چه کسی می خواند؟ برای که بنویسم؟! تا این طنز زیبا را شنیدم، دیدم حکایت " روزه سکوت" من نیز حکایت آن همشهری ساده دل است، اگر همه خوابند، راننده نمی خوابد و نباید بخوابد! او باید با چشمان باز در ظلمت کویر براند و خفتگان را به شهر بیداری برساند، خواب مسافران نمی تواند بهانه ای برای خواب راننده باشد!
آری ؛ روشنفکران، نویسندگان،شاعران، سخنوران،اندیشمندان، دانشمندان، عالمان، روحانیان و روشنگران سکانداران کشتی بشریتند، اگر همگان به خواب روند، اینان بیدارند، نگویید همگان خفته اند! اگر می توانید خفتگان را بیدار کنید تا یاریتان دهند، اگر نمی توانید، سکان کشتی بشریت را در دست گیرید و با فرهنگ سازی و روشنگری این سفینه را به ساحل امن آرامش و جزیره بیداری برسانید.
اگر دنیا در تاریکی و ظلمت فرو رفته است ، باید شمعی افروخت، نگویید شب است و مردم خفته اند، باور کنیم که هر کلمه شمعی است در ظلمت شب، هر صفحه ستاره ای است در آسمان شب، و هرقلم چراغی است در راه شب، عذری پذیرفته نیست، اندیشمندان، روشنفکران، روحانیان، عالمان و مراجع اگر از دستتان بر می آید چراغی برافروزید و این سفینه را به ساحل امن آرامش رهنمون سازید، این که مسافران خفته اند، تکلیف شما را دو چندان می کند، اگر هر کدام فلم در دست گیریم و چراغی برافروزیم، راه روشن و خفتگان بیدار خواهند شد و همگان خود را برای دیدار خورشید مهیا می سازند،او خواهد آمد، او که می آید چه کسی می ماند؟ اوکه می آید جهان را نور باران خواهد کرد و شب می میرد ، او که می آید دکان تزویر و ریا بسته می شود، او که می آید ....
دوشنبه / 2/6/1388 / مهدی خزعلي

حضرت آیت‌الله سیستانی؛ جان آدم‌هابه اندازه‌ی تنباکو ارزش ندارد؟

حضرت آیت‌الله العظمی سیستانیسلام علیکم.با عرض ادب و آرزوی تندرستی. حوادث بسیار تلخی در ماه‌های اخیر در ایران اتفاق افتاده‌است که از حیث ناگواری اگر نگوییم در تاریخ معاصر ایران بی‌نظیر است، حتما کم‌نظیر هست. هزاران نفر مجروح و مضروب شده‌اند، صدها نفر دستگیر و زندانی و ده‌ها تن بنا به آمار رسمی کشته شده‌اند. علاوه بر این‌ها اخبار و ادعاهایی مبنی بر شکنجه و حتی تجاوز به گروهی از انسان‌های دربند منتشر شده است که شنیدن آنها مو بر اندام آدمی راست می‌کند.همه‌ی اینها در حالیست که تا کنون کوچکترین اظهار نظری از حضرتعالی در این خصوص صادر نشده است. پیش از هرچیز لازم می‌دانم یادآوری کنم که به مشرب و داءب شما مبنی بر پرهیز از امور سیاسی آگاهم و می‌دانم مکتبی که شما به آن تعلق دارید دخالت در سیاست و وارد شدن به جناح‌بندی‌های سیاسی را دور از شان دین و متولیان آن می‌داند. امری که نه تنها اشکالی بر آن وارد نیست بلکه با پدیدار شدن آفات عملی ابزار شدن دین در دست سیاست یا بلعکس در دوران معاصر، درستی و فایده آن بیش از پیش آشکار شده است. محتوای این نامه نیز به هیچ عنوان در راستای درخواست مستقیم یا غیر مستقیم از شما برای موضع‌گیری له یا علیه یک شخص یا جریان سیاسی در ایران نیست و نگارنده اصولا چنین درخواست‌هایی از شخصیت‌های عالی‌مقامی چون حضرتعالی را –در هر سطحی که باشد- نادرست و مضر می‌داند.
حضرت آیت‌اللهموضوع این نامه نه فقط سیاست نیست، بلکه دین و مذهب هم نیست. موضوع این نامه مقوله‌ای به نام انسان است و دلیل نگارش آن به شما نقش مهمی‌ست که شما به عنوان مرجع تقلید عالی‌مقام شیعیان می توانید در حفظ جان و مال و ناموس انسان‌ها در این زمانه‌ی حساس و استثنایی ایفا کنید. نقشی که کاملا در راستای رسالت دینی شماست.
جناب آقای سیستانی؛ مرجع عالیقدرآنانی که موفق به زیارت و همصحبتی شما از نزدیک شده‌اند بر آگاهی شما از مسائل روز ایران همداستانند. جز این هم نباید باشد و چگونه ممکن است فردی که تا ریزترین مسائل اعتقادی و عملی مورد تقلیدِ ده‌ها میلیون ایرانی قرار می‌گیرد و کوچکترین حرف و نظرش برای آنان حجت است از روز و روزگار پیروان هموطنش بی‌خبر باشد؟ گذشته از این شما عنایت خاصی نیز بر ابزارهای اطلاع‌رسانی نوین دارید که راه‌اندازی پایگاه‌های اینترنتی و شبکه‌های تامین اینترنت در ایران و سایر کشورها توسط نمایندگان‌تان یکی از نمونه‌های آن است. در این صورت بسیار بعید است از آنچه در این چند ماه در کوچه‌ها و خیابان‌ها و زندان‌ها و دادگاه‌ها و بدتر از همه گورستان‌های ایران اتفاق افتاد خبر نداشته باشید. حتی بسیار بعید است فیلم‌های مبهوت‌کننده‌ی برخی درگیری‌ها در خیابان‌های تهران را از طریق شبکه‌ی اینترنتی که واحد انفورماتیک موسسه‌ی آل‌البیت با دستور و تامین هزینه شخص شما اتصال به آن را تامین می‌کند ‌ندیده باشید. بی انصافیست اگر گمان بریم تصاویر قلب‌های دریده و سینه‌های شکافته هموطنان و هم‌کیشان شما را میلیاردها انسان در سراسر کره‌ی زمین دیده باشند و مرجع تقلید بزرگ و آشنا به زمانه‌ی ما ندیده باشند.از این بی‌انصافانه‌تر آن است که گمان بریم هزاران آیه و حدیث و روایت که دفاع از مظلوم و حفظ حرمت مسلمان توسط شاگردان باواسطه و بی‌واسطه‌ی اساتید اسلام‌شناسی چون شما از بام تا شام برای عوام‌الناس نقل می‌شود صرفا در حد گفتار و لقلقه‌ی زبان باشد. یکی از همین روایات بیان می‌کند که امام اول شیعیان حق می‌دانست اگر مسلمانی با شنیدن خبر درآوردن خلخال از پای زنی یهودی که در سرحدات حکومت اسلام می‌زیست؛ از غصه بمیرد.اما با این اوصاف سکوت شما در این میانه سوالات فراوانی را برای عده‌ی فراوانی ایجاد کرده است.
حضرت آیت الله سیستانیآنها از خود می‌پرسند این سکوت آیت الله سیستانی از چه روست و چرا ایشان که با فتوای عادی و کوتاهی در حد "اقرار تحت شکنجه اعتبار ندارد" می‌توانند هزاران نفر را دقیقا مطابق شرع اسلام از بند و بلا یا بی‌آبرویی خلاص کنند از چنین زحمتی دریغ می‌کنند؟ آنها از خود می‌پرسند چگونه ممکن است بیشترین تعداد شیعیان و مقلدان آقای سیستانی در ایران باشند و آنگاه این‌قدر ایشان از اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی ایران کناره بگیرند؟ آنها می‌گویند آیا رابطه مرجع و مقلد فقط در حد رساله‌ی عملیه و احکام نماز و روزه و حیض و نفاس و غسل و خمس و سهم امام است؟ آنها می‌گویند آیا نجف امروز از نجف زمان مرحوم آخوند خراسانی که چنان نقش پررنگی در تحولات سیاسی و موج حق‌طلبی و ‌آزادی‌خواهی مردم ایران در عهد قاجار داشت؛ فاصله‌ی مکانی بیشتری از ایران گرفته است؟ آنها می‌گویند جان انسان‌ها در این زمانه از انحصار تنباکو در زمانه‌ی میرزای شیرازی کم‌اهمیت‌تر است که در آن زمان خرید و فروش و استعمال آن "بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان" تشخیص داده شد اما در این زمان حتی از نقل یک حدیث و روایت در باب حرمت شکنجه (احتمالی) دریغ می‌شود؟و بسیاری سوالات دیگر در این‌جا جای ذکر آنها نیست و اگر مایل باشید می‌توانید برخی از آنها را از نمایندگان و معتمدین شریفتان در ایران بپرسید. افرادی چون آقایان شهرستانی، سیدان و موسوی‌نژاد که این بزرگوار آخری اتفاقا به خاطر آن‌که پدرزن شخصی به نام محمدعلی ابطحی است شاید ناقل نظرات بهتری در این خصوص باشد.
حضرت آیت‌اللههزاران میلیارد تومان تا کنون از سوی مقلدان حضرتعالی در ایران با طوع و رغبت به نمایندگان شما تحویل داده شده است و این حجم چنان عظیم است که نماینده‌ی شما در ایران؛ یعنی آقای شهرستانی رسما به دفتر بعضی از مراجع دیگر کمک مالی می‌کند و نمایندگان شما با بخشی از این وجوهات تاسیسات عظیمی را از مدرسه و کتابخانه و مرکز تحقیقات گرفته تا شبکه کامپیوتر و مرکز طراحی بازی‌های کامپیوتری در سراسر جهان اداره می‌کنند. اینها در حالیست که خود شما در خانه‌ای محقر و با ساده‌زیستی تمام زندگی می‌کنید.مباد که آنهمه وسایل و امکانات مادی و اندوخته‌های علمی و معنوی و زهد و ورع، در روز مبادا، ملجایی برای انسان‌های مظلوم و دلشکسته یا دست کم مرهمی بر روح زخم‌خورده‌شان نباشد.و کار به جایی برسد که بخشی از همان مقلدان معتقد به این نتیجه برسند که اگر بخشی از وجوهات اهدایی را در این سال‌ها صرف تاسیس و تقویت بنیادی مردمی برای حفظ حقوق انسانی خود می‌کردند اکنون ملجا و پناهگاهی داشتند که دست کم از آنها در این توفان حادثات دلجویی کند.
گفتن شرط بلاغ البته با مرجع عالیقدری چون شما بی‌ادبیست ولی چه خوب بود اگر در حد بی‌اعتبار دانستن اقاریر تحت فشار یا حفظ حقوق اولیه‌‌ی زندانیان یا حرمت شکنجه، با نقل احادیث و روایات متواتری که در این زمینه‌ها هست در این قضایا وارد می‌شدید. اگر چنان نبود (که خدا کند نباشد) موضوع برای وقایع اخیر سالبه‌ی به انتفاء موضوع بود و اگر چنان بود بدون هیچ دردسر و حتی موضوع‌گیری صریحی در حفظ جان و حرمت انسان‌های زیادی نقش ارزنده‌ای ایفا می‌فرمودید.
امیدوارم این چند کلام موجب ملال خاطر شریف نشده باشد.
محمود فرجامیhttp://www.debsh.com
نظر فراموش نشه(-:

۱۳۸۸ شهریور ۲۰, جمعه

این جملات و اعترافات برایتان آشنا نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من، گالیلئو گالیلئی، فرزند مرحوم وینچنزو گالیلئی اهل فلورانس، در سن هفتاد سالگی، شخصاً به دادگاه آورده شده‌ام و در برابر شما عالیجنابان محترم، اسقفها و بازپرسان کلیسای کاتولیک که در برابر تباهکاری بدعت‌گزاران ایستاده‌اید زانو می‌زنم و به کتاب مقدس که در برابر دیدگان من است و در دستان خود می‌فشارم سوگند یاد می‌کنم که به هر آنچه کلیسای کاتولیک رم معتقد است، درس می‌دهد یا در مواعظ بیان می‌کند، اعتقاد دارم و به لطف خدا در آینده خواهم داشت. من به این مکان مقدّس آمده‌ام تا بیزاری بجویم از عقیده‌ی اشتباه سکون و مرکز‌یّت خورشید که با هر توجیهی یک نظریّه‌ی نادرست است و ‌نباید به آن معتقد شد، آن را درس داد یا از آن دفاع کرد. من برآنم تا با صداقت قلبی و ایمانی بی‌تظاهر از اذهان شما عالیجنابان و هر کاتولیک معتقدی این بدگمانی شدید را در باره‌ی خود پاک کنم. من توبه و ابراز تنفّر می‌کنم از لغزشها، بدعت‌ها و کلاً تمام اشتباهاتی که مخالف با آموزه‌های کلیسا باشد و آن را لعن می‌کنم. سوگند می‌خورم که در آینده نه تنها هیچگاه چیزی که بدگمانی مشابهی را پیرامون من برانگیزد، شفاهاً یا کتباً نگویم و اعلام نکنم بلکه از این پس هرگاه به هر بدعت یا آنچه شبهه‌ی بدعت‌گزاری در آن باشد بربخورم، گوینده‌ی آن را به این مرجع مقدس یا به بازپرسانی که در محلّ اقامتم باشند، معرفی کنم. من قسم می‌خورم که تمام سختیهایی را که برای پاک شدن من لازم است و از طرف کلیسا برای من در نظر گرفته شده یا خواهد شد، تحمّل کنم و اگر- خدای نکرده- از قولها، اظهارات و سوگندهایم تخلّف کردم، خود را تسلیم تمام رنجها و تنبیه‌هایی نمایم که طبق قوانین مقدس از سوی نهادهای ویژه در برابر مقصّران تصویب و اعلام می‌شود. پس به لطف خدا و انجیلی که در دستان خود دارم من- آنچنان که پیشتر معرفی کردم، گالیلئو گالیلئی- از عقاید پیشین خود برمی‌گردم، سوگند یاد می‌کنم، قول می‌دهم و خود را به آنچه بالاتر گفتم مقیّد می‌کنم و شاهد آن توبه‌نامه‌ی من است که به دست خود امضا کرده‌ام و آنچه شفاهاً گفتم، کلمه به کلمه از روی آن خواندم.
پ. ن: متن ایتالیایی و ترجمه‌ی انگلیسی آن

استاد شجريان در مصاحبه با صداي آمريكا: ديگر نميتوانند مملكت را اداره كنند

اینها دیگر نیم توانند مملکت را اداره کنند فقط می توانند آن را کنترل کنند...-
صدای زن در مرد انحراف ایجاد می کنه ولی صدای مرد در زن انحراف ایجاد نمیکنه؟-
در طول ٣٠ سال هیچکاری برای موسیقی نکرده اند حتی یک سالن برای برگزاری کنسرت نساخته اند و استفاده از موسیقی برای آنها فقط جنبه استفاده ابزاری داشته است!
اگر شرایط برگزاری کنسرت وجود داشته باشد من حتی تا جنوبی ترین منطقه ایران هم برای اجرای کنسرت خواهم رفت و این باعث افتخار من خواهد بود"

اینها تنها قسمت هایی از حرف های استاد آواز ایران محمد رضا شجریان در برنامه دو روز اول در صدای آمریکا بود.از مصاحبه استاد آواز ایران بسیار لذت بردم و خوشحال تر شدم وقتی فهمیدم ٧ یا ٨ نفر هستند که استاد اونا رو برای آواز تایید میکنه و داره تعلیم میده و همچنین چندین خانم هم هستن که دارن تحت نظر ایشون آواز کار می کنند.
با نظر آقای عطا ا... مهاجرانی وزیر فرهنگ سابق هم کاملا موافقم که تصنیف زبان آتش هم در زمان مناسبی منتشر شده و هم یکی از ماندگارترین آثار استاد شجریان در تاریخ ثبت خواهد شد.و اما چند تا نکته هم در مصاحبه امشب جالب بود :

یکی توجیه حسین شریعتمداری که گفته بود دلیل مطرح کردن اتهام وطن فروشی به استاد شجریان اینه که استاد در کنسرت های خارج از کشور علیه نظام عمل کرده و شریعتمداری همچنان در دفاعیه اش از اتهام زشت وطن فروش نسبت به استاد شجریان استفاده کرده! و نکته دوم اظهار نظر بیژن فرهودی مجری برنامه بود که گفت : در هیچ برنامه ای و در حضور هیچ مهمانی ما این همه ایمیل و تلفن و اظهار نظر در فیسبوک و سایت برنامه تا به حال نداشته ایم
به نظر من این نکته دوم باز هم نشون میده که اکثریت در ایران و در نتیجه در انتخابات با سبزهاست و اون شعار ما سبزها رو زنده می کنه که ما بیشماریم

فیلتر شکن

نظر فراموش نشه دوست عزیز.

بد بخت


بدبخت دولت اسلامی که از شب احیاء برگزار کردن میترسه...
بدبخت دولت اسلامی که از الله اکبر گفتن مردم میترسه...
بدبخت دولت اسلامی که از نماز جمعه رفتن مردم میترسه...
بدبخت دولت کودتا که از برگزاری مراسم فوتبال میترسه، از پارک رفتن مردم میترسه... بدبخت دولت کودتایی که از رفتن به نیو یورک میترسه، از جلسه سران اروپا میترسه، از حرف زدن با آمریکا میترسه...
بدبخت دولت ورشکسته ای که رادیو و تلویزیونش ور شکسته، مخابراتش ور شکسته، کارخانه‌های خودرو سازیش ور شکسته... بدبخت دولت گردن شکسته ایی که از باز شدن دانشگاه میترسه، از اسم دانشگاه میترسه، از تدریس علوم انسانی‌ تحریف شده خودش میترسه... بدبخت دولت خاک بر سری که از تشکیل مجلس خبرگان میترسه، از پخش مراسم تحلیف میترسه، از پخش مراسم رأی گیری در مجلس میترسه... بد بخت دولتی که از تحویل جنازه‌ها میترسه، از افطاری خانواده‌ها دم در زندان اوین میترسه، از آزاد کردن همه آنها که آمدند و به همه چیز اعتراف کردن میترسه...
بد بخت، ور شکسته بی‌ آبرو، گردن شکسته، بی‌ وجدان
تنها چیزی که در درون این رژیم باقی‌ مانده و هر روز بزرگتر میشود ترس است...و ترس برادر مرگ است
پیروزی همین جاست، جشن آن‌ نزدیک است...
انشاءالله...

۱۳۸۸ شهریور ۱۷, سه‌شنبه

فیلتر شکن

امروز برای دوستانی که با فیلترینگ جمهوری اسلامی (دیکتاتور بی دین) دست و پنجه نرم می کنن ، یه سوپرایز داریم:http://thewise.info
http://movieproxy.info
http://guitarchicks.info
http://ytunnel.co.cc
http://10pagerank.info
http://unblockmycomp.co.cc
http://www.cleanfight.info

۱۳۸۸ شهریور ۱۴, شنبه

بعد از اعترافات


بعد از اعترافات
دكترصادق زیباكلام
دیدن چهره مغموم، افسرده و زار دوست و همكارم دكتر عبدالله رمضانزاده بر صفحه تلویزیون اخبار ساعت 14 روز سه شنبه مرا بی‌اختیار به یاد داستان روز شنبه چند روز قبلش انداخت.هفته‌ها بود كه دانشگاه برای تابستان تعطیل شده بود و بالطبع من هم دانشكده حقوق و علوم سیاسی كه محل كارم هست نرفته بودم تا روز شنبه همین هفته. دفتر من در دانشكده درست روبروی اطاق دكتر رمضانزاده است.سخنگوی دولت اصلاحات كه بود طبلی صنمی با هم نداشتیم. گرفتار بود و فقط برای تدریس می آمد دانشكده هر بار كه می آمد كلی دور و برش را می‌گرفتند. تا بالاخره آب‌ها از آسیاب فرو افتاد و شد یك استاد ساده، یك معلم. اینكه اطاقمان روبروی همدیگر بود، یك جورهایی به هم نزدیك‌ترمان ساخت. همیشه خدا گرسنه بود و می‌آمد اطاق من و می‌گفت خوراكی چی داری؟ من چون در دانشگاه نهار نمی‌خورم، همیشه در اطاقم انباری از تنقلات دارم. بیشتر وقت‌ها هم بهش صبحانه می‌دادم. عاشق نان بربری تازه با پنیر و گردو بود. بعضی وقت‌ها مثل پیشخدمت برای خودم كه قهوه درست می‌كردم برای او هم یك فنجان می‌آوردم. طبیعی است كه بیشتر حرفهایمان درباره مسائل سیاسی بود. با هم خیلی اختلاف داشتیم و مركز اختلافاتمان سر هاشمی رفسنجانی و خاتمی بود. اما هر دویمان یاد گرفته بودیم كه وارد آن دو حریم نشویم. او گلایه‌ها و خرده‌گیری‌ها و انتقاداتش از هاشمی را پیش من قورت می‌داد، من هم دلخوری‌های عمیقم از آقای خاتمی را.بیشتر وقت‌ها دكتر یوسف مولایی هم در آبدارخانه یا در اطاق من به جمعمان می‌پیوست. من بارها به مولایی گفته بودم كه تو بزرگ‌ترین لطفی كه به متهمین سیاسی می‌كنی آن است كه ازشان در دادگاه دفاع نكنی. یك بار رمضانزاده بهش گفت خود كراوات تو به تنهایی 2، 3 سال محكومیت برای زندانی می‌آورد. رمضانزاده همیشه به مولایی می‌گفت به زیباكلام بگو این حق و حساب و مواجب ما را كه از سازمان سیا می‌گیرد بپردازد. مولایی هم می‌گفت این زیباكلام اصل و نسبش بازاری است و معلوم نیست این پول‌هایی را كه از آمریكایی‌ها می‌گیرد چكار می‌كند.بارها و بارها رمضانزاده به من گفته بود كه وضع مالی‌ام خیلی خوب نیست، پس این مقرری ما چی شد؟ من هم به او و هم به مولایی می‌گفتم شماها رسید نمی‌دهید. من هم در قبال این پول مسئولیت دارم. درسته كه آمریكایی‌ها به من اعتماد كرده‌اند و مسئولیت توزیع پول براندازی حكومت در ایران را برای دانشگاه تهران به من محول كرده‌اند، ولی من همین‌جوری نمی‌توانم سهمیه و مقرری شما را بدهم بایستی رسید بدهید. بعضی وقت‌ها بحث‌هایمان جدی می‌شد. صورت زیبا و مردانه، قد بلند و تحكمش در صحبت و بحث‌ها وقتی جدی می‌شد عالمی پیدا می‌كرد. هر قدر رمضانزاده پر سر و صدا بود، برعكسش دكتر محسن میردامادی همكار دیگرمان متین، آرام و بی‌سر و صدا بود. بعضی‌وقت‌ها كه با هم دم در اطاق‌هایمان وسط كریدور صحبت می‌كردیم، دفعتاً سر و كله دكتر عباسعلی كدخدایی همكار دیگرمان پیدا می‌شد. دكتر كدخدایی اطاقش انتهای راهرو بود. من همیشه با كدخدایی سلام و علیك می‌كردم و معمولاً هم یك نسخه از سرمقاله‌هایم در اعتماد ملی را بهش می‌دادم. اما رمضانزاده یك جورهایی محترمانه وانمود می‌كرد كه دكتر كدخدایی را ندیده. یك بار كه با مولایی با هم بودیم و دكتر كدخدایی آمد، من و مولایی با او سلام و علیك كردیم اما رمضانزاده باز وانمود كرد كه خیلی متوجه حضور كدخدایی نشده. بعد كه كدخدایی رفت، به مولایی گفتم، ببین این رمضانزاده هی می‌گوید كه من چرا سهمیه دلارهایش را نمی‌دهم. جدای از آنكه رسید نمی‌دهید، با كدخدایی هم خیلی خوش و بش و سلام و علیك نمی‌كند.
آن روز شنبه وقتی رفتم دانشكده، مثل این بود كه خاك مرگ بر سر و روی دانشكده پاشیده بودند. به درب اطاقم كه رسیدم، متوجه یادداشتی روی درب اطاق دكتر رمضانزاده شدم. ایستادم و آن را خواندم، یكی یا چند تا از دانشجویانش روی یك تكه كاغذ نوشته بودند: "دكتر رمضانزاده دوستت داریم، همیشه استادمان باقی خواهی ماند و ما هم همیشه شاگردت، خیلی هم برایمان اهمیت ندارد كه بیایی پشت تلویزیون و بگی زمین حركت نمی‌كند و خورشید دور زمین می‌گردد، " بغض گلویم را گرفت. دلم می‌خواست رمضانزاده بود و به تمسخر به هم می‌گفت این حرف‌ها و تحلیل را ول كن، خوراكی چی داری؟ گویا دانشجویانش می‌دانستند كه دیر یا زود نوبت رمضانزاده خواهد بود تا با آن سیمای مردانه‌اش بگوید كه اشتباه می‌كرده، فریب موسوی را خورده و... و آنان پیشاپیش داشتند به او می‌گفتند كه دوستت داریم و می‌شناسیمت و خیلی برایمان مهم نیست كه در دادگاه به چی اعتراف كنی یا نكنی. حتی اگر تو دادگاه بگی كه زمین كروی نیست و روی شاخ گاو قرار دارد، باز هم واسه ما رمضانزاده‌ای و واسه ما چیزی عوض نمی‌شهنمی‌دانم چرا برعكس روز شنبه كه آن كاغد ساده روی درب اطاق رمضانزاده را دیدم و بغضم تركید؛ روز سه نشبه وقتی اعترافات حجاریان، شریعتی، آقایی و غیره داشت پخش می‌شد، و وقتی صورت پریشان رمضانزاده را در دادگاه دیدم، اتفاقاً در هم نرفتم. برعكس تصورم، حتی ناراحت هم نشدم. بی‌اختیار به یاد آن كاغذ كوچكی كه دانشجویان رمضانزاده برروی درب اطاقش چسبانده بودند افتادم. یك دفعه آن یك تكه كاغذ مثل نوری شد در انتهای تاریكی‌های دلم، ذهنم و اعماق وجودم. آن دانشجوها نكته‌ای را متوجه شده بودند، كه من زیباكلام كه استادشان هم هستم، با همه ادعاهایم حتی نتوانسته بودم آن را ببینم

نوروز اسامی شهیدان احراز هویت شده تا به امروز را منتشر می کند: اسامی و مشخصات دقیق 72 شهید جنبش سبز

در این خبر اسامی و مشخصات دقیق 72 شهید جنبش سبز که تاکنون احراز هویت شده اند آمده است و تلاش ها برای شناسایی و تکمیل این لیست ادامه داشته و شهداء به اسامی ذکر شده در این لیست ختم نمی گردد.
نوروز: از آنجا که در روزهای اخیر آمار غیر واقعی فراوانی از سوی مقامات رسمی و غیررسمی وابسته به کودتاگران در خصوص تعداد کشته شدگان حوادث اخیر منتشر شده که در این زمینه میتوان به آخرین آمار یعنی اظهارات فرمانده سپاه اشاره کرد، پایگاه اطلاع رسانی نوروز در پاسخ به اینگونه اظهارات بی پایه و اساس که برای پاک کردن صورت مسئله و منحرف کردن اذهان عمومی از جنایات انجام شده در حوادث پس از انتخابات بیان میشود، اقدام به انتشار اسامی دقیق این شهدا می کند تا شاید وجدان های خفته بیدار شده و از کتمان حقایق روشن دست برداشته و از اعمال و جنایات انجام شده توسط زیرمجموعه ها و عوامل کودتا را پذیرفته و سعی در سرپوش گذاشتن بر جنایات نداشته باشند.
در این خبر اسامی و مشخصات دقیق 72 شهید جنبش سبز که تاکنون احراز هویت شده اند آمده است و تلاش ها برای شناسایی و تکمیل این لیست ادامه داشته و شهداء به اسامی ذکر شده در این لیست ختم نمی گردد.
نوروز یاد آور میشود، سردار جعفری فرمانده سپاه پاسداران در آخرین ادعای خود درخصوص آمار کشته شدگان ادعا کرده بود که تعداد کشته شدگان حوادث اخیر 27 نفر بوده که تنها 7 نفر از آنها معترضین به نتیجه انتخابات بودند و 20 نفر دیگر را نیروهای انقلابی و بسیجی تشکیل داده اند که توسط معترضان به شهادت رسیده اند.
در ادامه، " نوروز" جهت تنویر افکار عمومی دو لیست از کشته شدگان ارائه می کند.
لیست اول شامل اسامی 25 شهید گلگون کفن است که تا به امروز خانواده هایشان با مراجعه به مراجع معرفی شده از سوی ستادهای انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی و حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی، شهادت فرزند یا عضو خانواده خود را اعلام کرده اند.

1. نام شهید: حسین اخترزند/ سن: 32 / تاریخ شهادت:25 خرداد / محل شهادت: اصفهان / نحوه شهادت: توسط نیروهای بسيج از طبقه سوم به پايين پرتاب شده و به شهادت رسيده است

2. نام شهید: کيانوش آسا / عنوان اجتماعی: دانشجوی كارشناسی ارشد رشته‌ی پتروشيمی و از نخبگان دانشگاه علم و صنعت ايران / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: تهران، ميدان آزادي / نحوه شهادت: در اثر اصابت گلوله به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي روز سوم تیرماه در سردخانه پزشکی قانونی شناسایی شد

3. نام شهید: سهراب اعرابی / عنوان اجتماعی: سال آخر دبيرستان / سن: 19 / محل شهادت: روز 25 خرداد در میدان آزادی مورد اصابت گلوله قرار گرفته وبه شهادت رسيده است / توضیحات: شهادت وي در روز 20 تیرماه پس از 26 روز سرگرداني به مادرش اعلام شد.

4. نام شهید: عليرضا افتخاري / عنوان اجتماعی: روزنامه نگار / سن:29 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / نحوه شهادت: در اثر ضربات باتوم به سر و خونريزي مغزي به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پیکرش در تاریخ ٢٢ تیر ماه به خانواده تحویل داده شده است.

5. نام شهید: ندا آقا سلطان/ عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته فلسفه / سن: 27 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: خیابان کارگر شمالی، تهران / نحوه شهادت: به دلیل اصابت گلوله نیروهای لباس شخصی به قلب، به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي یکروز بعد در قطعه 257 بهشت زهرا به خاك سپرده شده است.
6. نام شهید: امير جوادي فر/ عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته‌ی مدیریت صنعتی دانشگاه آزاد قزوین / سن: 25 / تاریخ شهادت: 18 تيربازداشت شده / نحوه شهادت: هنگام جابه جايي از كهريزك به اوين، در ون آمبولانس دچار تشنج شده و به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: بر اثر ضربات وارده به سر و صورت در بازداشتگاه بينايي خود را از دست مي دهد.
7. نام شهید: محرم چگيني قشلاقي / سن: 34 / سایر توضیحات: قطعه 256 ردیف 146 شماره 13

8. نام شهید: مسعود خسروی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: ميدان آزادي، تهران / سایر توضیحات: در بهشت زهرا به خاك سپرده شده است.

9. نام شهید: عباس دیسناد / عنوان اجتماعی: کاسب/ سن:40/نحوه شهادت: با باتوم به ناحیه سر

10. نام شهید: رامين رمضانی / سن: 29 / نحوه شهادت: پس از آزادی از زندان به دليل لخته های خون موجود در سينه اش در بيمارستان بستری و به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: قطعه 257 ردیف 46 شماره 32

11. نام شهید: محسن روح الامینی / سن: 25 / تاریخ شهادت: 18 تير بازداشت شده / نحوه شهادت: در بازداشگاه کهریزک بر اثر ضرب وشتم شدید دچار شکستگی فک و نارسایی کلیه شده و بر اثر عدم رسیدگی به شهادت رسيده است .

12. نام شهید: اشکان سهرابی / عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته آی تی دانشگاه قزوین/ سن: 18 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: در محله خودشان، خیابان بوستان سعدی ، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله از سوی نیروهای بسیج به شهادت رسيده است.

13. نام شهید: امير حسين طوفانپور / سن: 32 / تاریخ شهادت: 29 خرداد / نحوه شهادت: بر اثر تیرخوردگی ساق دست، پهلو وکمر و نیز آثار کبودی در پشت گردن و زخمی عمیق در پشت سر بوده که داخل آن را با پنبه پرکرده بودند و شکستگی کامل بازویی که تیرخورده بود به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: روی صورت هم بینی به نظر شکسته می نمائید.

14. نام شهید: سعید عباسی فر گلچینی / عنوان اجتماعی: فروشنده کیف و کفش / سن: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر (احتمالا اصابت باطوم به سرش)تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.

15. نام شهید: مصطفی غنیان / عنوان اجتماعی: دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه تهران / تاریخ شهادت: در هنگام گفتن تکبیر بر پشت بام در سعادت آباد تهران به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پیکر وي روز 28 خرداد تحت تدابیر شدید امنیتی در حرم اما رضا به خاک سپرده شده است.

16. نام شهید: علی فتحعلیان / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: روبروی مسجد لولاگر / سایر توضیحات: قطعه 9 ردیف 110 شماره 22

17. نام شهید: هادی فلاح منش/ عنوان اجتماعی: کاسب/ سن: 29 / محل شهادت: تهران/ سایر توضیحات: در قطعه 53 بهشت زهرا

18. نام شهید: احمد کارگر نجاتی / نحوه شهادت: بر اثر ضرب و شتم در بیمارستا جان باخته است / سایر توضیحات: قطعه 213 ردیف 15 شماره 35
19. نام شهید: بهزاد مهاجر / سن: 47 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سينه به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه كهريزك بوده وپس از حدود 40 روز به خانواده اش تحویل شده است.

20. نام شهید: نادر ناصری / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خیابان خوش، تهران / سایر توضیحات: در بابل به خاك سپرده شده است.

21. نام شهید: احمد نعيم آبادي / محل شهادت: ميدان آزادي، تهران / نحوه شهادت: توسط گردان177 عاشورا به ضرب گلوله به شهادت رسيده است.
22. نام شهید: مسعود هاشم زاده / سن: 27 / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: خيابان شادمان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به قلب و سوراخ کردن ریه، پارگی ریه و خونریزی داخلی و خارجی شدید به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: در شمال كشور به خاك سپرده شده است.
23. نام شهید: مهدی کرمی / سن: 17 / تاریخ شهادت: 5 خرداد / محل شهادت: تقاطع جنت آباد وخیابان کاشانی، تهران / نحوه شهادت: با باطوم سر او له شده و با چاقو گلویش بریده شده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه بیمارستان پیامبر واقع در بلوار اشرفی اصفهانی بوده است.
24. نام شهید: ناصر امیر‌نژاد / عنوان اجتماعی: دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران در رشته هوا-فضا / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمد علی جناح، تهران / نحوه شهادت: در تیراندازی نیروهای بسیج به شهادت رسیده است / سایر توضیحات: پيكر وي در سردخانه بیمارستان پیامبر واقع در بلوار اشرفی اصفهانی بوده و در یکی از روستاهای یاسوج به خاک سپرده شده است.
25. نام شهید: محمود رییسی نجفی/ عنوان اجتماعی: کارگر/ تاریخ شهادت: 7 تیر/ نحوه شهادت: براثر اصابت گلوله نیروهای مسلح / سایر توضیحات: در تاریخ 25 خرداد در میدان آزادی مورد ضرب و شتم و اصابت گلوله قرار میگیرد و 13 روز بعد در منزل خود به شهادت میرسد.
لیست دوم شامل اسامی شهدایی است که خانواده های آنها هنوز برای اعلام رسمی شهادت عزیز از دست رفته خود تحت فشار هستند و به مراجع رسمی اعلام شده از سوی مهندس موسوی و مهدی کروبی مراجعه نکرده اند.
26. نام شهید: مبینا احترامی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
27. نام شهید: ندا اسدي
28. نام شهید: سعيد اسماعيلي‌خان‌ببين / سن شهید: 23 / نحوه شهادت: بر اثر ضربه به سر به شهادت رسيده است
29. نام شهید: مراد آقاسی
30. نام شهید: حسين اكبري / نحوه شهادت: بر اثر ضربه به سر به شهادت رسيده است
31. نام شهید: واحد اكبري / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 34 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان ونك، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پهلو به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 261 به خاك سپرده شده است.
32. نام شهید: محسن انتظامی
33. نام شهید: محسن ایمانی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
34. نام شهید: فاطمه براتی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
35. نام شهید: محمد حسين برزگر / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 27 خرداد / محل شهادت: ميدان هفت تير، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 31 خرداد بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 302 به خاك سپرده شده است.
36. نام شهید: جعفر بروايه / عنوان اجتماعی: استاد دانشگاه چمران اهواز و دانشجوي مقطع دكتراي دانشگاه تهران / محل شهادت: ميدان بهارستان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پزشكي قانوني علت شهادت وي را خونريزي مغزي اعلام كرده است.
37. نام شهید: یعقوب بروایه / عنوان اجتماعی: دانشجوي كارشناسي ارشد رشته نمايش در دانشكده هنر ومعماري دانشگاه تهران / تاریخ شهادت: 4 تير / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله نيروهاي بسيج از بام مسجد لولاگر به شهادت رسيده است
38. نام شهید: سرور برومند / سن شهید: 58 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمدعلی جناح، تهران
39. نام شهید: حامد بشارتی / سن شهید: 26 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
40. نام شهید: فرزاد جشني / تاریخ شهادت:30 خرداد / محل شهادت: تهران
41. نام شهید: بهمن جنابی / عنوان اجتماعی: شاغل در مغازه نصب و تعمیرات شوفاژ / سن شهید: 20 / محل شهادت: تهران
42. نام شهید: محسن حدادي / عنوان اجتماعی: برنامه نویس كامپيوتر / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان نصرت، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله بر پيشاني به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 262 به خاك سپرده شده است.
43. نام شهید: شلير خضري / تاریخ شهادت: 26 خرداد / محل شهادت: بهارستان، تهران
44. نام شهید: فاطمه رجب پور / سن شهید: 38 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خیابان محمدعلی جناح، تهران
45. نام شهید: بابک سپهر / سن شهید: 35 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای امنیتی به شهادت رسيده است.
46. نام شهید: فهيمه سلحشور / عنوان اجتماعی: ديپلم / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: ميدان ولي عصر، تهران بر اثر اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 24 خرداد بر اثر اصابت باتوم به سر و خونريزي داخلي به بيمارستان منتقل شده و در تاريخ 25 خرداد به شهادت رسيده است.
47. نام شهید: تينا سودي / عنوان اجتماعی: دانشجو / تاریخ شهادت: 30 خرداد / نحوه و محل شهادت: ميدان انقلاب، تهران بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيده است.
48. نام شهید: حسن شاپوری
49. نام شهید: علي شاهدي / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 31 خرداد / محل شهادت:تهرانپارس، تهران / سایرتوضیحات: بعد از دستگيري و انتقال به كلانتري، به دلايل نامعلوم به شهادت رسيده است. پزشكي قانوني علت شهادت وي را نامشخص اعلام كرد، اما خانواده وي معتقدند به علت ضربات باتوم در كلانتري به شهادت رسیده است.
50. نام شهید: کسری شرفی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
51. نام شهید: کامبیز شعاعی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / سایر توضیحات: پیکر وي بدون اطلاع خانواده به صورت مخفیانه به خاك سپرده شده است.
52. نام شهید: داوود صدري / عنوان اجتماعی: کسبه‌ی محله‌ی سلسبيل / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: مسجد لولاگر، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است.
53. نام شهید: سيد رضا طباطبايي / عنوان اجتماعی: ليسانس حسابداري / سن شهید: 30 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان آذربايجان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 3 تير بعد از تعهد گرفتن از خانواده در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.
54. نام شهید: وحيد رضا طباطبايي / عنوان اجتماعی: ليسانس زبان انگليسي / سن شهید: 29 / تاریخ شهادت: 3 تير / محل شهادت: بهارستان، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 6 تير در قطعه 308 به خاك سپرده شده است.
55. نام شهید: حسين طهماسبی / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: خيابان نوبهار، كرمانشاه / نحوه شهادت: مورد حمله‌ی مأموران مسلح وابسته به دولت قرار گرفته و در اثر ضربات وارده به شهادت رسيده است.
56. نام شهید: سالار طهماسبي / عنوان اجتماعی: دانشجوي كارشناسي مديريت بازرگاني رشت / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان جمهوري، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پيشاني به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 254 به خاك سپرده شده است.
57. نام شهید: ميثم عبادي / عنوان اجتماعی: شاگرد فرش فروش / سن شهید: 17 / محل شهادت: صادقيه، تهران
58. نام شهید: ابوالفضل عبدالهي / عنوان اجتماعی: فوق ديپلم برق / سن شهید: 21 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: مقابل دانشگاه صنعتي شريف، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به پشت سر به شهادت رسيده است / نحوه شهادت: 2 تير در قطعه 248 به خاك سپرده شده است.
59. نام شهید: حميد عراقي / محل شهادت: خيابان آزادي، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيده است.
60. نام شهید: پور كاوه علي / سن شهید: 19 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران
61. نام شهید: حسین الف / تاریخ شهادت: 27 خرداد / محل شهادت: اصفهان
62. نام شهید: رضا فتاحی
63. نام شهید: پريسا كلي / عنوان اجتماعی: فارغ التحصيل رشته ادبيات / سن شهید: 25 / تاریخ شهادت: 31 خرداد / محل شهادت: بلوار كشاورز، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به گردن به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 2 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.
64. نام شهید: مصطفي كيارستمي / سن شهید: 22 / تاریخ شهادت: 26 تير / نحوه شهادت: مقابل دانشگاه تهران بر اثر اصابت باتوم به سر به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: شركت در نمازجمعه
65. نام شهید: محمد کامرانی / سن شهید: 18 / تاریخ شهادت: 18 تير بازداشت شده / محل شهادت: در بازداشتگاه کهریزک بر اثر ضرب و شتم شدید ودچار نارسایی کلیوی شده و در بیمارستان به خانواده اش تحویل می شود / نحوه شهادت: بر اثر جراحات وارد شده در بيمارستان مهر به شهادت رسيده است.
66. نام شهید: حميد مداح شورچه / عنوان اجتماعی: فعال در ستاد مرکزی ميرحسين موسوی / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: مشهد / نحوه شهادت: چند روز بعد از آزادی به دليل شدت جراحات وارده به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: پزشکی قانونی علت شهادت وی را خونريزی مغزی اعلام کرده است.
67. نام شهید: مریم مهرآذین / سن شهید: 24 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای انتظامی به شهادت رسيده است.
68. نام شهید: ترانه موسوی / تاریخ شهادت: 7 تير / محل دستگیری: مسجد قبا، تهران / سایر توضیحات:پيكر وي در حالی که سوزانده شده بود در بیابان های بین کرج و قزوین پیدا شده است.
69. نام شهید: ایمان نمازی / عنوان اجتماعی: دانشجوی رشته عمران دانشگاه تهران / تاریخ شهادت: 25 خرداد / محل شهادت: كوي دانشگاه، تهران / نحوه شهادت: براثر حمله نيروهای یگان ويژه و مامورین لباس شخصی به شهادت رسيده است.
70. نام شهید: محمد نيكزادي / عنوان اجتماعی: فارغ التحصيل عمران / سن شهید: 22 / تاریخ شهادت: 26 خرداد / محل شهادت: ميدان ونك، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به سينه به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: در قطعه 257 به خاك سپرده شده است.
71. نام شهید: ايمان هاشمي / عنوان اجتماعی: شغل آزاد / سن شهید: 27 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: خيابان آزادي، تهران / نحوه شهادت: بر اثر اصابت گلوله به چشم به شهادت رسيده است / سایر توضیحات: 3 تير در قطعه 259 به خاك سپرده شده است.
72. نام شهید: میلاد یزدان پناه / سن شهید: 30 / تاریخ شهادت: 30 خرداد / محل شهادت: تهران / نحوه شهادت: بر اثر تیراندازی نیروهای بسیج به شهادت رسيده است.

۱۳۸۸ مرداد ۲۸, چهارشنبه

آقایون علما خاک بر سرتون


اعتقاد داشته باشی یا نه وقتی ماجرای عاشورا رو از تمام زنگوله هایی که بهش بستن رها کنی وتوی سکوت ذهنت به اصلش نگاه کنی یه چیزهایی توش هست که تکونت می ده. کاری می کنه از خودت بپرسی چه جوری شد که دورترین آدم از اون اعتقادات سوار اسب قدرت شد و نوه ی پیامبری که دین رو آورده بود توی روز روشن جلوی چشم اون همه آدمی که خودشون رو مسلمون می دونستند و خیلی هاشون از صحابی پیامبر بودن قصابی کرد. همیشه از خودم می پرسیدم چه جوری شد که این بساط پهن شد؟ حالا ، ولی دیگه تعجب نمی کنمآهای آقایون علما یی که هزار و چهارصد سال از این راه نون می خورین وهر محرم که میشه می رین بالای منبر که حیف که امروز عاشورا نیست واینجا کربلا تا با ظلم بجنگیم و شربت شهادت رو بزنیم بالا که مرگ با عزت شرف داره به زندگی با ذلت. لطفا خفه شید این روزها کاملا مشخصه که اگه اینجا کربلا بود و امروز عاشورا ,کیا حسینی بودن و کیا یزیدی و کیا می چپیدن تو خونه هاشون و صداشون بالا نمی اومد. اگه ذره ای آزاده گی تو وجودتون بود دیگه اسم حسین رو هم نمی آوردین